مبارزه با اسراف

بازدیدها: 520

اسلام دینی ‏است که برای ابعاد گوناگون زندگی بشر برنامه دارد و تعادل در همه‏ امور را به ‏پیروان خود توصیه می ‏نماید؛ از جهتی استفاده و بهره‏‏ مشروع از نعمت‏هاى الهى و زیبایی‏ هاى زندگى ‏را جایز دانسته، و از سویی دیگر اسراف و زیاده ‏روى و ضایع نمودن نعمت‏ها را حرام و ناروا مى ‏داند؛ این مسئله بدان دلیل است که هر مسلمانی به‏ تناسب امکانات، توانایى و کارآیى خود، در برابر جامعه مسئولیت دارد و این مسئولیت پذیری او را آراسته به ‏ویژگی‏های نیک اخلاقی می‏گرداند، در غیر این‏صورت فرد اسراف‏کار خواهد بود و از اجراى مسئولیت و تعهدات اجتماعى خود بازمى‏ ماند و دچار عادت‏های سوء اخلاقی می‏ شود که از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه مى‏ زند.

لذا مهم‏ ترین عوامل هدایت و رستگاری جامعه، اعتدال و رعایت حدود الهی است، اسراف و برون رفت از اعتدال و تجاوز از حدود الهی، مانع پیشرفت و اصلاح امّت و سبب نابودی سرمایه‏ ها و ثروت‏های مادی و معنوی می ‏باشد. جامعه‏ اسراف‏گرا، جامعه‏ ای بیمار و مبتلا به‏ بدترین مرض و فسادانگیزترین صفتی ‏است که فرجامی به ‏جز هلاکت و بدبختی نخواهد داشت.
بهترین راه پیشگیری از چنین بیماری مهلک و خطرناک و پاک‏سازی و نجات جامعه مبتلا به‏ این مرض، تمسّک جستن به‏ کتاب آسمانی قرآن و احادیث گهربار رسول مکرم اسلام  صلی الله علیه وسلم می‏ باشد.
اسلام به‏ آموزه ‏های دینی، اخلاقی و راهنمایی‏هایی که جزء لاینفک زندگی مسلمان هستند، اهمیت ویژه‏ای نشان داده تا به‏ ابعاد گوناگون جسمی، روحی و روانی رسیدگی کرده و راه بهتر زیستن را بیاموزد.
همان اندازه که به ‏چنگ‏ زدن این امور تشویق نموده، در مقابل از اضداد آن‏ها بازداشته است تا مسلمانان از حد و مرز شرع  تخطی نکنند.
از جمله‏ این فضائل میانه‏ روی است که در یک پهلوی آن افراط (خرج کردن بیجا و اسراف)، در پهلوی دیگرش تفریط (بخل و تنگ چشمی) قرار دارد که هردو ناپسند و مورد نکوهش قرار گرفته‏ اند.
با این حساب اسلام دین میانه ‏ای‏ است که به ‏طور نمایان خواسته‏ های جسمی و روحی انسان ‏را یکسان مد نظر قرار داده تا یک‏نوع هماهنگی نسبی ‏را ایجاد کند که انسان نه در (رهبانیت و) گوشه نشینی فرو رود و نه هم در مادیت و آز.
شاید مفهوم اسراف در اذهان مردم چنین نقش بسته که اسراف در خوراکی‏ها، نوشیدنی‏ها و خرج کردن بی ‏رویه‏ اموال صورت می ‏گیرد و بس، حال ‏آنکه اسراف معنای وسیع‏تری دارد.
اما وجه مشترک  همه‏ این معانی‏ اینست که اسراف در اسلام جایگاهی ندارد، و بر میانه روی تاکید بسزایی دارد، و آن‏چه در اذهان مردم دور می ‏زند ناشی از اینست که در فهمیدن دین دقت نظر کافی ندارند؛ یا شاید بیانگر اینست که آموزه‏ های دینی را درک نکرده ‏اند، یا آن‏ها را ترک کرده‏ اند و به‏ منبع دیگری توجه دارند که بسیاری از مردم تعالیم دینی‏شان را از آن‏جا فرا گرفته ‏اند.
از این‏رو شناخت همه‏ این معانی امری لازمی است تا یک مسلمان حد  و مرز آن‏چه را که خداوند در زندگی او از میانه ‏روی و اعتدال نهادینه کرده ‏است، مطلع و آگاه باشد.

اسراف در عبادات

در جنبۀ عبادی اسلام دستور داده تا در نماز و روزه و… میانه روی صورت گیرد، گرچه بعضی از این امور ارکان دین هستند و انسان را به خداوند نزدیک می‏ کنند بازهم دستور به ‏اعتدال و میانه ‏روی در آنها داده است، خداوند متعال فرموده است: «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»  (خداوند آسايش شما را می ‏خواهد و خواهان زحمت شما نيست.)
زیرا شرط عبادت نفی مشقت غیرعادی است، از این‏رو برای عبادت‏گذار در بعضی اوقات رخصت داده شده تا به‏ آسانی بتواند زمینه‏ ادای واجباتش را فراهم آورد، و در امر عبادات افراط و زیاده روی نکند تا مردم از دین گریزان و متنفر نشوند؛ پیامبر – صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «هلک المتنطعون»  و این ‏را سه بار تکرار نمودند؛ (افراط‌گرایان هلاک شدند.)
پیامبر – صلی الله علیه وسلم- در سفری با مردی مواجه شدند که روزه او را از پای در آورده بود، بی‏درنگ او را چنین گوشزد کردند: «لیس من البرّ الصوم في السفر» (روزه گرفتن در سفر از کارهای نیک به ‏شمار نمی ‏آید.)
سه نفر از یاران پیامبر اکرم – صلی الله علیه وسلم- نزد همسران پیامبر – صلی الله علیه وسلم- آمدند و از عبادت کردن پیامبر – صلی الله علیه وسلم- ‏پرسیدند. پس از دریافت جواب، گویی آنها عبادت پیامبر – صلی الله علیه وسلم- را اندک پنداشتند و گفتند: ما چگونه می‏ توانیم با پیامبر – صلی الله علیه وسلم- برابری کنیم؟ خداوند گناهان پیشین و پسین او را بخشیده است. یکی از آنها گفت: من تمام شب ‏را نماز می ‏خوانم و آن دیگری گفت: من تمام سال را روزه می‏ گیرم و افطار نمی ‏کنم و دیگری گفت: من از زنان کناره می‏ گیرم و هرگز تن به ازدواج نمی ‏دهم.
رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم- از حالت آن‏ها مطلع شد و فرمود: «أنتم الذین قلتُم کذا و کذا؟! أمَا والله إنی لأخشاکُم لله وأتقاکُم له، لکنِّي أصومُ وأُفطِرُ وأُصلِّي وأَرقُد، وأتزوَّجُ النساءَ، فمَن رَغِبَ عن سُنَّتی فلیس مني .»
(شما چنین و چنان گفتید؟! آگاه باشید من بیشتر از شما نسبت به خداوند ترس و تقوا دارم؛ با این وجود من بعضی روزها روزه می ‏گیرم و بعضی روزها را می ‏خورم، پاسی از شب را نماز می‏ خوانم و پاسی دیگر را می ‏خوابم و نیز ازدواج می ‏کنم؛ پس هر کسی از سنت من دوری جوید از پیروان من نیست.»
در حدیث مذکور آشکارا از افراط و زیاده ‏روی در عبادت منع شده؛ و هم‏چنین بیانگر اینست که انسان باید میانه ‏روی در عبادات را پیشه خود قرار دهد؛ زیرا زیاده ‏روی در عبادات زمنیه‏ های ترک آن‏ها را فراهم می ‏کند، در نتیجه انسان در انجام عبادات سستی نشان می ‏دهد وچه بسا مرتکب گناه ‏شود؛ چرا که دایره دین خیلی وسیع است و امکان ندارد انسان فراتر از توان خود به قلۀ اوج آن برسد چنان‏چه پیامبر – صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «إن الدین یسر، ولن یشاد الدین أحد إلا غلبه.»
(دین سراسر آسانی‏ست و کسی‏ که در دین افراط می ‏کند، مغلوب می ‏شود.»
و واضح‏ترین حدیث دربارۀ اعتدال در عبادت همان‏ حدیثی ا‏ست که حضرت عبدالله بن عمرو بن عاص – رضی الله عنه- روایت نموده است که رسول خدا – صلی الله علیه وسلم-  به ‏من فرمودند:
ای عبدالله! آیا آن‏چه در مورد تو شنیده‏ ام صحت دارد که همۀ روزها را روزه می ‏گیری و در تمام شب به ‏نماز می‏ایستی؟گفتم: آری؛ ای پیامبر خدا! پیامبر – صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «فلا تفعل، صُم و أفطر، و نم و قم، فإن لجسدک علیک حقاً، و إن لعینک علیک حقاً، و إن لزوجک علیک حقاً، و إن لزورک علیک حقاً، و إن بحسبک أن تصوم من کل شهر ثلاثة أیام، فإن لک بکل حسنة عشر أمثالها، فإذن ذلک صیام الدهر.» (این‏کار را نکن؛ هم روزه بگیر و هم روزه نگیر، و برای نماز شب برخیز و سپس قدری بخواب؛ چون بدن، چشم، زن و مهمان بر تو حق و حقوقی دارند. کافی ‏است در هر ماه سه ‏روز را روزه بگیری؛ زیرا در برابر هر عمل نیک، برای تو ده برابر پاداش می ‏رسد، و این، روزه تمام سال تو را در بر می‏ گیرد.»

اسراف در صدقات و خیرات

برخی از مردم در صدقه دادن اسراف می‏ کنند به ‏گمان این‏که کار خیر حدّ و مرزی ندارد، حال‏ آنکه اسلام برای خیّر و صدقه دهنده حد و مرزی تعیین نموده ‏است تا منجر به اسراف نگردد و حقوق وارثان وی نیز ضایع نشود؛ «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً»
(و كسانی ‏اند كه به‏ هنگام خرج كردن (مال برای خود و خانواده) نه زياده ‌روی می ‌كنند و نه سخت‏گيری، و بلكه در ميان اين دو (يعنی اسراف و بخل، حد) ميانه ‌روی و اعتدال را رعايت می ‌كنند.)
و نیز فرموده است: «وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَّحْسُوراً ‏إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً»
(دست خود را بر گردن خويش بسته مدار (و از كمك به‏ ديگران خودداری مكن و بخيل مباش) و آن را فوق‌ العاده گشاده مساز (و بذل و بخشش بی‌حساب مكن و اسراف مورز، بدان ‏گونه) كه سبب شود از كار بمانی و مورد ملامت (اين و آن) قرار گيری و ملامت و غمناك گردی.‏ بی‌گمان پروردگارت، روزی هر كس را كه بخواهد فراوان و گسترده می‌ دارد، و روزی هركس را كه بخواهد كم و تنگ می‌ گرداند؛ چرا كه خدا از (سرشت) بندگان خود آگاه (و به احوال و نيازمندی‏های‏شان آشنا و) بينا است.)
علامه ابن کثیر- رحمه الله- می نویسد: «بخیل نباش که به ‏کسی چیزی ندهی و چنان دست و دل‏باز نیز نباش که اسراف کنی و از توانت بیشتر بدهی و خرجت بیشتر از دخلت باشد، چون اگر بخل کنی ملامت شده به ‏کنجی می ‏نشینی و مردم تو را سرزنش می ‏کنند و تو را به ‏بدی یاد می‏ کنند و از تو  بی ‏نیاز می‏شوند. و نتیجه زیاده خرجی و زیاده ‏روی در انفاق، خانه ‏نشینی و حسرت است؛ مانند مرکب و سواری‏ که از ادامه سفر خسته شده و به‏ خاطر عجز و سستی توقف کند.»
مفهوم صدقه گسترده ‏تر از اینست تا جایی‏ که وصیت را نیز در بر می ‏گیرد، چون هر فردی احساس کند اجلش فرا رسیده دست و دل‏باز می‏ شود و مالش را بی‏حساب به ‏این و آن بخشش می ‏کند، از این‏ جهت اسلام برای او حدودی را تعیین کرده تا حدّ اعتدال حفظ گردد؛ مردی نزد پیامبر اکرم – صلی الله علیه وسلم- آمد و گفت: ای رسول خدا! پاداش کدام صدقه برتر و بالا‏تر است؟ فرمودند: «أن تصدّق و أنت صحیحٌ شحیحٌ، تخشی الفقر و تأمل الغنی، ولاتمهل حتی إذا بلغت الحلقوم قلت: لفلان کذا، ولفلان کذا. وقد کان لفلان.» (در حالی صدقه بدهی که تندرست و آزمند باشی که از فقر بترسی و آرزوی ثروت داشته باشی و زمانی‏که جان تو به ‏گلو برسد به ‏هیچ‏کس مهلت ندهی و بی‏درنگ چنین ‏گویی: برای فلانی فلان چیز و برای فلانی، فلان چیز. در حالی‏که این‏ها برای فلانی است.»
با وجود این‏که اسلام قبل از فرا رسیدن موعد زکات، مسلمان‏ را به‏ صدقه دادن تشویق می‏ کند تا در طول زندگی ‏اش سخاوتمند باشد و تا از عادات همیشگی ‏اش قرار گیرد، اما باز می‏ بینیم که در سفارشات شخصی  و وصیت برای فرد دیگر ضوابط و قانون خاصی قرار داده ‏است تا در حقوق ورثه و بازماندگان اجحافی صورت نگیرد.
حضرت سعد- رضی الله عنه- می‎ فرماید: من در مکه به ‏شدت بیمار شدم، پیامبر خدا – صلی الله علیه وسلم- از من عیادت کردند. گفتم: ای پیامبر خدا من پس از خودم مال زیادی به ‏ارث می‏ گذارم و من فقط یک دختر دارم، آیا به ‏دوسوم مال وصیت کنم؟ پیامبر – صلی الله علیه وسلم- فرمود: نه. گفتم: نیم آن‏ را؟ فرمود: نه. گفتم: یک‏ سوم آن ‏را؟ فرمود: آری. «الثلث، والثلث کثیر، إنک إن تذر ورثتک أغنیاء خیر من أن تذرهم عالة یتکففون الناس» (یک‏سوم، هرچند آن‏هم زیاد است. اگر تو وارثان خود را توانگر ترک کنی بهتر از آن است که نیازمندشان بگذاری و به‏ سوی مردم دست نیاز دراز کنند.)
از امور دیگری‏ که اسلام در مورد آن به ‏میانه روی توصیه نموده ‏است مسئله‏ احساسات بشری است که انسان را یا به ‏محبت شدید و یا به ‏بغض کورکورانه می‏ کشاند. حضرت ابوهریره- رضی الله عنه-  روایت می ‏کند که رسول خدا – صلی الله علیه وسلم-  فرمودند: «أحبب حبیبک هوناً ما، عسی أن یکون بغیضک یوماً ما، وأبغض بغیضک هوناً ما، عسی أن یکون حبیبک یوماً ما.»
(با دوست خود سنجیده و با اعتدال دوستی ورز، چه بسا که روزی دشمن تو گردد؛ و با دشمن خود نیز تند مرو، که شاید روزی دوست تو گردد.)
حضرت عمر- رضی الله عنه- فرموده است: «لایکن حبک کلفاً، ولا بغضک تلفاً.» (دوستی ‏ات نباید از روی تکلف باشد، و نه هم دشمنی ‏ات دردسرساز.)

اسراف در خورد و نوش

وقتی موضوع خوراکی و نوشیدنی و اسراف در این موارد به ‏میان می ‏آید، سخن به‏ درازا ‏کشیده می‏ شود. شاید طولانی شدن بحث در این مورد به ‏این خاطر است که چشم‏گیر بوده و از اهمیت ویژه‏ ای برخوردار است، بگونه ‏ای ‏که در باور عمومی اسراف منحصر در همین موضوع است. البته در جامعه امروزی بسیار اندک هستند افرادی که در انجام عبادات مثل نماز و روزه و زکات اسراف کنند.
از این‏رو تصویر اسراف فقط از لذت‏های دنیا باقی می ‏ماند، تصویری روشن‏تر و گسترده‏ تر که فریب خوردگان را سرگشته خود کرده؛ زیرا در ادای واجبات کوتاهی می ‏کنند، و در راه لذت‏ها غرق شده و بسیاری از آن‏ها سرمایه‏ عمر خود را در مسیر آن تلف کرده‏ اند.
خداوند متعال همه‏ نعمت‏های روی زمین را برای بندگانش آفریده است تا از آن‏ها بهرمند گردند: « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»
(ای محمّد! زشتی كارِ افتراء حلّت و حرمت را بديشان خاطرنشان ساز و به ‏آنان) بگو: چه‏ كسی زينت‏های الهی‏ را كه برای بندگانش آفريده و هم‏ چنين مواهب و روزی‏های پاكيزه را تحريم كرده است؟ بگو: اين (نعمت‏ها و موهبت‏های حلال و) چيزهای پاكيزه، برای افراد با ايمان در اين جهان آفريده شده است (و ديگران نمی ‌بايست از آن استفاده كنند. ولی در اين دنيا بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست، و اين هم از رحمت واسعه خدا و لطف اوست. امّا) در روز قيامت اين‏ها همه در اختيار مؤمنان قرار می ‌گيرد (و ديگران به ‏كلّی از آن محروم می‌ گردند). اين چنين آيات (خود را درباره احكام حلال و حرام) برای كسانی توضيح و تشريح می‌ كنيم كه آگاهند و می ‌فهمند.)
اما خداوند متعال انسان ‏را از این ‏که زندگی ‏را در جهت رسیدن به‏ خوراکی‏ها، نوشیدنی‏ها و لذت‏های دنیوی سپری کند، برحذر داشته است. این حقیقت ‏را در حدیث پیامبر – صلی الله علیه وسلم-  بخوبی می ‏توان پی برد. چنان ‏چه فرمودند: «تعس عبد الدينار،و عبد الدرهم، وعبد الخميصة، إن أعطي منها رضي، وإن لم يعط سخط، تعس وانتكس، وإذا شيك فلا انتقش». (هلاک شد بنده‏ دينار و درهم و بنده‏ فرش نفیس که اگر به‏ او داده شود، راضی گردد، و اگر داده نشود ناخشنود گردد. هلاک و نگون ‏سار باد چنین کسی! اگر خاری او را بخلد بیرون آورده نشود.)
پس دستور اسلام دربارۀ خوراکی‏ها، نوشیدنی‏ها و میانه‏ روی در آن‏ها چیست؟ خداوند متعال با روشنی و وضاحت کامل فرموده است: «وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» (‏و بخوريد و بنوشيد ولی اسراف و زياده ‌روی مكنيد كه خداوند مسرفان و زياده‌ روی كنندگان را دوست نمی ‌دارد.)‏ انسان با این دستورالعمل خداوندی برده‏ شکمش قرار نمی ‏گیرد، که زندگی کند و بخورد و صبح و شام فقط به ‏فکر خوردن و نوشیدن باشد.
گروهی از مردم کسانی‏ اند که برای اندیشیدن به‏ انواع غذاها وقت گرانبهای‏شان را صرف می ‏کنند و در این راه خرج هنگفت می ‏کنند که در نتیجه از کارهای بزرگ و هدفمند زندگی عقب می ‏مانند. آنها
هدف بزرگ خود را فراموش کرده و دنبال کارهای بی ‏ارزش رفته‏ اند که گویا به ‏خاطر آن به‏ دنیا آمده ‏اند شاید زندگی می ‏کنند تا بخورند.
اینکه اسلام چیزهای پاکیزه را حلال قرار داده به‏ این معنا نیست که انسان خود را در ورطۀ هلاکت بیندازد. چنان‏چه امروزه این کار زشت در میان بسیاری از مردم جریان دارد، در سیرۀ مبارک آن‏حضرت – صلی الله علیه وسلم- چنین بیان شده که: یکی از مشرکین به‏ خانه آن‏حضرت – صلی الله علیه وسلم- مهمان شد، پیامبر – صلی الله علیه وسلم- دستور دادند تا گوسفندی ‏را بدوشند، گوسفند دوشیده شد و آن (مشرک) شیر آن را نوشید، دوباره دوشیده شد و دوباره آن را نوشید، دوباره دوشیده شد و او آن‏ را نوشید، تا این‏که شیر هفت گوسفند را نوشید. آن فرد پس از مدتی مسلمان شد و روزی میهمان آن حضرت- صلی الله علیه وسلم- شد. پیامبر- صلی الله علیه وسلم- دستور دادند تا برای او گوسفندی دوشیده شد و او نوشید، دوباره دستور دادند تا دوشیده شود، اما او نتوانست آن‏ها را کاملا بنوشد. پیامبر – صلی الله علیه وسلم-  فرمودند: «إن المؤمن یشرب في معي واحد، والکافر یشرب في سبعة أمعاء.» (مؤمن به ‏اندازه یک شکم می‏ خورد و کافر به‏ اندازه هفت شکم.)
گویا این شخص وقتی اسلام را از کفر ترجیح داد بر تفکر در این دین جدید فرو رفت و فهمید که آخرتی وجود دارد که در آن‏جا حساب و کتاب صورت می‏ گیرد، و یقین حاصل نمود که دنیا همه چیزش خوردن و نوشیدن نیست، و چه بسا فراخی در دنیا زیان ‏بار است.
در مقابل همه این‏ها اسلام پیروانش را در استفاده از خوراکی‌‏ها و نوشیدنی‏ها به ‏سوی میانه‌‏روی و اعتدال سوق می‏دهد، و برای آن‏ها معیاری مشخص می‏کند که در پرتو آن نیازهای روح و روان برآورده شود. این‏جاست که رسول خدا – صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «ما ملأ آدمي وعاءً شراً من بطنه، بحسب ابن آدم لقیمات یقمن صلبه، فإن کان لا محالة فاعلاً، فثلث لطعامه، وثلث لشرابه، وثلث لنفسه». (انسان هیچ ظرفی بدتر از شکم خود را آکنده نمی ‏سازد. بر فرزند آدم همان خوراکی ‏که او را سر پا نگاه دارد لازم است و بس، و اگر واقعا چاره ‏ای (از خوردن) نبود پس یک‏ سوم شکم را به‏ غذا و یک ‏سوم دیگر را به ‏آب و یک‏سوم باقیمانده را به‏ منفذی برای تنفس اختصاص دهد.)
با این ‏حدیث رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم- در حقیقت نسخۀ طبی بزرگی‏ را تجویز نموده است که اگر مسلمانان به ‏نور آن پی ببرند از بیماری‏های روحی و روانی زیادی ایمن می‏ شوند، و این چیزیست که پزشکان پیشرفتۀ امروزی نیز بر آن مهر تایید زده ‏اند.
در این‏جا به ‏یک نکته مهمی اشاره می ‏کنیم که بسیاری از مردم به ‏آن پی نمی ‏برند و آن اینکه هر کسی ‏که خود را به ‏پرخوری عادت دهد مجبور می ‏شود که به‏ حرام دست بزند و به‏ این نحو در گناه و ممنوعات شرعی قرار می گیرد. کسی ‏که خود را با غذاهای رنگارنگ عادت داده باشد، برای او مشکل است تا به‏ غذای کم و مقدار مناسب بسنده کند، و چه بسا در تنگنا افتاده و راه جایز و مشروعی ‏که او را قانع کند نمی ‏یابد، لذا راه نادرست را می‏ پیماید تا آن غذای مورد علاقه ‏اش را که به‏ آن عادت کرده به هر طریق ممکن به ‏دست بیاورد و برایش مشکل است که پس از آن بتواند به ‏غذای کم و مناسب اکتفا کند.
شاعر اسلامی ابوذویب هذلی در این راستا می‌سراید‏:
والنفس راغبة إذا رغبتها * وإذا تردّ إلی قلیل تقنع
“نفس انسانی رغبت پيدا می ‏کند در صورتی‏ که او را به رغبت بيندازی! و زمانی ‏که او را به ‏چيز اندکی عادت دهی، به‏ آن قناعت می ‏ورزد.”
عن ابن عمر – رضی الله عنه- قال تجشأ رجل عند النبي – صلی الله علیه وسلم-  فقال: «كف عنا جشاء ك فإن أكثرهم شبعا في الدنيا أطولهم جوعا يوم القيامة.»
از حضرت عبدالله ابن عمر- رضی الله عنه- روایت شده است که فرمود: مردی در محضر رسول خدا – صلی الله علیه وسلم- آروغ زد. پیامبر – صلی الله علیه وسلم- فرمود: «جلوی آروغت را بگیر؛ چرا که سیرترین مردم در دنیا، در روز رستاخیز از همه گرسنه ‏‏تر خواهند بود.»
از جمله اسراف‏هایی ‏که اسلام از آن برحذر داشته است، اسراف به ‏هنگام وضو گرفتن است. سنت این است که انسان هر عضو را سه مرتبه بشوید، و افزون بر سه نزد تمام فقها مکروه است، و این کراهت در صورتی ‏است که آب در اختیار او و از هزینه او باشد، اما اگر چنان‏چه از آب‏های وقفی مساجد وضو می ‏گیرد در این‏صورت از سه مرتبه بیشتر شستن نزد همه فقها حرام است.
وقتی در آب وضو از اسراف منع آمده ‏است، پس انسان بیندیشد در غیر وضو چه حکمی دارد، به ‏خصوص زمانی‏ که انسان سبب محروم کردن دیگران از آب باشد. از حضرت عبدالله ابن عمرو ابن عاص – رضی الله عنهم- روایت شده است که رسول خدا – صلی الله علیه وسلم- از کنار حضرت سعد- رضی الله عنه- که مشغول وضو بود، گذر نمودند و فرمودند: چرا این‏قدر اسراف می ‏کنی؟ پرسید: مگر در وضو هم اسرافی وجود دارد؟ فرمودند: بله، اگرچه در کنار نهر جاری باشی.
از جمله اموری ‏که اسلام از اسراف در آن منع نموده است، اسراف در پوشاک و زینت است. برای یک مسلمان فخرفروشی در پوشش زیبنده نیست؛ چرا که ارزش هر شخص در نزد خداوند متعال در لباس نیست. پیامبر خدا – صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «رب أشعث مدفوع إلی الأبواب لو أقسم علی الله لأبرّه.» (چه بسا ژولیده مویی ‏که در به ‏در است، اما اگر بر خدا سوگند یاد کند (و از سوی او تعهدی نماید)، خداوند، سوگندش را برآورده می ‏کند.)
لذا در شأن یک مسلمان نیست که به ‏لباس خود بسیار اهمیت دهد؛ چرا که این نشان کمال و بزرگی نیست. برخی با نوع پوشش خود می‏ خواهند در میان مردم مشهور شوند، حال ‏آنکه پیامبر- صلی الله علیه وسلم- با گفته خود از این امر برحذر داشته است؛ «من لبس ثوب شهرة ألبسه الله إیاه یوم القیامة، ثم ألهب فیه النار، و من تشبه بقوم فهو منهم.»  (هر كس در دنيا لباس  شهرت به‏ تن كند، خداوند در روز قيامت آن را به‏ او می‏ پوشاند، سپس آن‏ را از آتش شعله ‏ور می‏ سازد، و هر کسی‏ که خود را به گروهی شبیه سازد از آن گروه است.»
البته با تمام این تفاصیل، بهره جستن از نعمت‏های الهی حق مسلّم هر انسان است، زیرا خداوند متعال می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» (ای مؤمنان! چيزهای پاكيزه ‌ای ‏را كه خداوند برای شما حلال كرده است بر خود حرام مكنيد، و (از حلال به ‏حرام) تجاوز ننمائيد (و از حدود مقرّرات الهی تخطّی مكنيد)؛ زيرا كه خداوند متجاوزان را دوست نمی‌ دارد.)‏
لذا معنای بازداشتن مسلمان از اسراف این نیست که از زندگی و خوشی نعمت‏هایش دور و برحذر باشد، بلکه هدف اینست که باید در همه سطوح دین و دنیا اعتدال و میانه ‏روی حفظ شود تا خداوند متعال از ما راضی گردد.

فروغ هدایت

حامد پنام مروی

خوشحالم از اینکه پیام الهی و مقالات اسلامی را برای شما عزیزان میرسانم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار