پيك نا پيدا

بازدیدها: 250

دل سوخته اي هر شب خدا را مي خواند وذكر الله از دهان او نمي افتاد در همه حال لفظ الله بر زبان داشت ويگدم از اين ذكر نمي آسود . شبي شيطان به سراغش آمد وگفت: اين همه الله را لبيك كو؟ چگونه او را اين همه مي خواني وهيچ پاسخي نمي شنوي؟ اگر در اين ذكر سودي بود بايد ندايي مي شنيد ي ولبيكي مي آمد؟ مرد شكسته دل شد وبه خواب رفت در خواب خضر را ديد كه به او مي گويد: چه شد كه از ذكر بازماندي؟ گفت: همه عمر او را خواندم هيچ پاسخي نشنيدم اگر بر در كسي چند بار بكوبند پاسخي شنوند من سالهاست كه الله مي گويم ولبيك نمي شنوم ترسم كه مرا از خود رانده باشد وسزاوار لبيك نباشم. خضر گفت: هر گاه كه او را خواندي او تو را پاسخ گفته است. گفت: چگونه ؟ گفت: همين كه او را مي خواني ، او تو را حال وتوفيق داده است كه باز بيايي والله بگويي آن الله گفتن هاي تو لبيك هاي خدا است . اگر ردِّ باب بودي آن توفيق نمي يافتي كه باز آيي وباز او را بخواني بدانكه اگر در دل تو سوز ودردي است، آن سوز وگذاز ها همان فرستاده گان خدا هستند كه از جانب خدا تو را پاسخ مي گويند وبه درگاه او مي كشانند اگر ديدي كه جاهلي وغافلي ، خدا را نمي خواند بدان كه خدا بر دهان ودل او قفل زده است واگر اهل دلي پيوسته خدا را خواند آن از توفيق وارادة حق است كه خواسته است بنده اش به درگاه آيد ونالد پس اگر چون گذشته ذكر بر لب داشتي بدان كه او تو را بدين كار گمارده است واگر به ذكر ومناجات  رغبت نداشتي پس همو تو را اجازت نفرموده است » « مثنوي معنوي مولانا بلخی»

فروغ هدایت

حامد پنام مروی

خوشحالم از اینکه پیام الهی و مقالات اسلامی را برای شما عزیزان میرسانم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار