سعادت در سایه عرفان – سیره مشایخ در منظره تاریخ

بازدیدها: 349

لطفا به این مطلب رای دهید.

ای آنکه شب و روز خدا می طلبی                        کوری، گرش از خویش جدا می طلبی

حق با تو به هر زبان سخن می گوید           سر تا قدمت منم، کرا می طلبی

در اندیشه عرفان اسلامی که بر گرفته از منبع زلال آیات قرآنی و ارشادات نبوی (ص) و نکات حکمی است همواره موضوع صلاح و اصلاح و یا خود سازی و سازندگی در محراق توجه مربیان راه مرشدان آگاه قرار داشته و انگیزۀ حق طلبی و حقیقت جوئی عنصر اصلی و هدف کلی سالکان صادق و مریدان لایق را در نظام خانقاهی تشکیل میدهد و نا گفته پیدا است که در طاق رواق درخشان و پر جاذبۀ تصوف و عرفان که با سیر و سلوک عاشقانه توأم بوده و با روح اسلام و شریعت غرای محمدی (ص) پیوند ناگستنی دارد، عرفا و مشایخی ظهور کرده اند که همراه با اصالت فکری و قاطیعت عملی مظهر ایثار و خلوصیت و پا رسائی بوده و با وجود فقر و نیازمندی از تعلقات مادی دم از آزاداگی و بی نیازی می زدند و قاابلیت و توانائی های خویش را برای مبارزه با تمایلات شهوانی و لذت های جسمانی و خواهشات نفسانی بکار می بردند تا سرشار ذوق و حال و سبکبار باشند چون به تجربه آموخته بودند که:

اندرین دیر کهن حال سبکباران خوشست

و طبق روایت سیره نویسان اغلب مشایخ و پیشگامان اهل طریق عمیقاً مذهبی و با ساده ترین و بی آلایش ترین وضع زندگی می کردند، اکثر شان با ظاهر پریشان و لباس کهنه و مرقع ولی با وارستگی و همت والا و عاری از تکلف و تشریفات بسر می بردند و در عین حال عوامل دیگری در تقویت نفوذ معنوی و مؤثریت اعتبار علمی و روحانی شان نقش ارزنده و برازندۀ داشت که همانا تلاش پی گیر و کوشش بی دریغ شان در عرصۀ تعظیم اوامر الله و شفقت و خدمت به خلق الله بود که پیوسته با ایثار و همدردی به حل مشکلات و مسایل مردم ستمکشیده و رنج دیده از جور و مظالم ستمکاران و جباران زمان از طریق پند و اندرز حکیمانه و طرح و تبیین مطالب عرفانی و تربیتی در خانقاها با حمایت و همکاری مخلصانۀ صوفیان و مبارزات پی گیر و خستگی ناپذیر علیه ظالمان و ستگران انجام می گردید، و تفکرات عرفانی که در روشنی تفسیر آیات بینات و احادیث پربار پیامبر بزرگوار (ص) بود، پیران بزرگ و قدما صوفیه سعی بلیغ واشتند تا برای شیفتگان و مشتاقان سیر و سلوک تصویر زنده و گویائی از دنیایی دل انگیز و محبت آمیز تصوف واقعی نمایش دهند و بدین جهت پارۀ از تعلمیات و تمرینات مؤثر و مجرب در عرصۀ تربیه و تمرکز مریدین معمول داشته اند تا با تمرین و تلقین اذکار و اوراد ویژه و متداوم درین مسیر از امکانات و ملکات لازم برخوردار گردیده و در انکشاف امور باطنی و دریافت شهودات و مکاشفات معنوی رسوخ و تمکن کامل حاصل نمایند.

روی این ملحوظ پیشگامان میدان تزکیه و احسان در نمادی قرون و اعصار با حسن رفتار و گفتار در مجالس معرفت و آثار موعظه و نصایح پربار پیوسته مدلل و نمودار ساخته اند که چگونه سالک مستعد می تواند مدارج کمال را در مراحل اشتغال و منازل احوال به استقامت و مؤفقیت به پیماید و این تجربه را دریافته های تربیتیش به ثبوت رساند که با گذشت و اجتناب از تمایلات نفسانی و شهوات حیوانی و مطامع فانی چه قدر از نیروی باطنی و کیفیات روحانی بهره ور گردیده و در جهت نیل مأمول و آشنائی بجمال حقیقت موصول می گردد و از طریق جهان بینی عرفانی بقلۀ شامخ قاف بی نیازی و شکوه سلطنت آزادگی رسیده و این شعار آزاده مردان راه عرفان را بذوق جان زمزمه نماید:

یک نکته ات بگویم، خود را مبین ورستی

و قابل توجه اینکه در مکتب تصوف موضوع عشق ورزی و عاطفه پروری و درون گرائی در اولیت امور قرار داشته و طبق رهنمودی حضرات مشایخ سالک راه و طالب آگاه چگونه باید در پرتو فیض و فتوح صحبت اهل خانقاه و گرمی اشک و آه دیدۀ دل را بجمال حقیقت بگشاید و بدریافت رموز و اسرار بندگی حق به مقام وارستگی از خلق برسد و در نتیجه وجودش از تصور و تعلق به ما سوی الله تهی گردیده و از عشق و محبت حضرت دوست لبریز شود درین مرحله قلب خود را آئینۀ جمال مطلق یافته و انعکاس انوار و تجلیات الهی را بدین باطن به نظاره نشیند:

آینه کز زنگ آلایش جُداست                        پر شعاع نور خورشید خداست

رو تو زنگار از رخ او پاک کن                           بعد از آن، آن نور را ادراک کن

و ازانست که نخبگان جهان نا پیدا کنار عرفان در جلوۀ تفکر حق بینانه و خود شناسی از دریچۀ جهانشناسی بدین حقیقت آشنا گردیده اند و با آزادگی و سر فرازی و از عمق وجود و صفای قلب چنین زمزمه را سر داده اند که:

بجهان خرم ازانم که جهان خرم ازوست                عاشقم به همه عالم که همه عالم ازوست

و این راست قامتان موحد و یکتا پرستان  متعهد با برخوردای از اسرار حق شناسی و توحید که در درجات عالیۀ وحدت قرار گرفته و ساغر عشق و معرفت الهی را بسر کشیده اند و در دنیای وارستگی از قیودات ارباب زور وزر و دوری از خوی بردگی و ذلت پذیری بدربار اهل قدرت و ثروت، مشرب حق طلبی و حقیقت خواهی را گزینۀ مطلوب زندگی قرار داده اند و ازین طریق بسر منزل مقصود و قرب معبود رسیده اند

خوشـــا آنـانکه با عـزت ز گیتـی

بســـاط عیــش برچـیدند و رفتند

ز کــــالاهای این آشفتـــه بــازار

محـــبـت را پـســندیدند و رفــتند

خــوشـــا آنانکه در میزان وجدان

حساب خویش سنجیدند و رفتند

نگـــردیـدنـد هـــرگـز گـرد بـاطـل

حقـیـقـت را پسـندیدند و رفــتـند

خـوشا آنانکه بر این عرصه خـاک

چو خورشیدی درخشیدند و رفتند

خـوشــا آنـانکه بـا پیمانه دوسـت

شــراب عشق نوشیدند و رفـتند

خـوشــا آنـانکـه با اخلاص و ایمان

حـریـم دوسـت بوسیدند و رفتند

خـوشــا آنـانکـه در راه عــدالـــت

به خون خویش غلطیدند و رفتند

خـوشـــــا آنـانکــه بــذر آدمـیـــت

در این ویـــرانـه پـاشیدند و رفتند

چـو نخـل بارور بـر  تنــگدستــــان

ثمــر دادند و بخشیـدند و رفتنـــد

ز جـــزر و مـد این گــرداب هــایل

سـبـکـبــاران نتــرسیدند و رفـتند

خـوشـا آنـانکه پـا در وادی حـــق

نـهـادنـــد و نـلـغـزیـدنـد و رفـتـنـد

ز تقوی جامه در بر کن که پاکـان

ز تقـوی جـامـه پوشیـدند و رفـتند

مشــو غافل که پاداش بد و نیک

ز گیتــی رفتــگان دیـدنـد و رفـتند

خـوشــا آنـانکــه بـار دوستی را

کشیــــدنـد و نـرنجیـدنـد و رفـتند

” رســا” در راه خـدمت باش کوشا

خـوشــا آنـانکــــه کوشیدند و رفتند

بنا بر این سیر و سلوک در تصوف با شناخت کیفیت و مفهوم و هدف عبودیت و شرایط آداب خلوت و ریاضت آغاز می گردد و توجه سالک به ادای وظیفه بندگی از مرحلۀ شروع می شود که در عرصۀ توحید قدم راسخ گذاشته و صفحۀ دل را از هر آلایش و گرایش پاک و مصفا گرداند و خویشتن را از قید و بند رسم و عادات و اعتقادات نادرست برهاند و دیدۀ بصیرت را به مشاهدۀ جمال ازلی منور سازد و به قول مولانا:

آینهٔ دل چون شود صافی و پاک

نقشها بینی برون از آب و خاک

هم ببینی نقش و هم نقاش را

فرش دولت را و هم فراش را

و بدون شک آنگاه به علم یقین رسیده و از عمق وجودش گواهی میدهد که هیچ موجودی لایق و شائستۀ عبادت و پرستش نیست، مگر وجود ازلی و سرمدی که جامع صفات و کمال و دارای جمال و جلال مطلق است

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

البته کارنامۀ آموختنی و بیادماندنی ستاره گان درخشان فضای عشق و عرفان با آثار ماندگار و ثمرات پر بارش گواه صادق این مدعاست و حضور فیض منظور مربیان طریق نیکان از کیمیای نظر و کیفیت اثر حکایات و روایاتی را ثبت تاریخ نموده و از سیرۀ مشایخ بیادگار گذاشته که قلم از شروع و بیان آن نا توانست اما آنچه از باب تذکر در قید تحریر می آید، غرض بخاطر سپاری و پند پذیری است که در شرایط کنونی می تواند یکی از نیاز های جامعه و الگوی مجرب در راه تربیه و تزکیه تلقی گردد و با حفظ و پاسداری و مراقبت و رعایت اخلاق و اعمال صالحین زمینۀ ارادت و تابعیت از روش و منش مقبولان درگاه احدیت فراهم گردیده و جذبه و انگیزۀ محبت و مصاحبت بندگان صالح و مخلص خداوند منان تقویت و آسان خواهد شد و پیش از پیش اهمیت و فضلیت و ضرورت حق دوستی و یکتا پرستی در حیات فردی و اجتماعی بر جسته و محوری خواهد گردید.

با هرکه نشستی و نشد جمع دلت

وز تو نرمید زحمت آب و گلت

زنهار تو پرهیز کن از صحبت او

ورنی نکند جان کریمان بحلت

والسلام مع الاکرام

فروغ هدایت

حامد پنام مروی

خوشحالم از اینکه پیام الهی و مقالات اسلامی را برای شما عزیزان میرسانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *