تقوای سیدنا حضرت عمر (رض)

بازدیدها: 658

روزی امیر المؤمین عمر فاروق « رض» پارچة برنز كه بسیار اندك ونا چیز بود بدست فرزند كوچك خود دید . از آن پرسید وبرایش گفت : ای بچه این پارچة برنز را كی برایت داد ؟ پسرشان گفت: ای پدر جان این را مؤظف بیت المال برایم داد ، حضرت عمر «رض» همراه پسر خود نزد عامل بیت المال رفته وبرای آن گفت : كی ترا امر كرده كه این برنز را برای پسر عمر بده؟ عامل گفت : یا امیرالمؤمنین به هموار نمودن خزانه بر خواستم پس یافتم در آنجا  طلا ونقره ونیافتم از برنز مگر این توتة برنز را پس آنرا برای پسر تو دادم ، روی مبارك حضرت عمر « رض» از شدت قهر وغیظ وغضب سرخ گشته وبرای عامل گفت : آیا تفتیش نمودی در خانه های مسلمین پس نیافتی هیچ خانه را كه حرام بخورند مگر خانة عمر را بگیر این پارچه را ودر جایش بگذار .

روزی از روزها زوجة سیدنا حضرت عمر فاروق « رض» اشتهای حلوی را نمود پس سیدنا عمر «رض» برایش فرمود : من پول حلوی را از كجا كنم كه بخرم ؟  زوجه ایشان برایشان گفت : هر آئینه اندكی از استحقاق شبانروزی ما باقی مانده است وآن پول خریداری حلوی را كفایت میكند حضرت عمر برایش فرمود : آنچه از قوت واستحقاق ما زائد شده است  مسلمین بر آن مستحق تر اند پس بر خیز وبه بیت المال ردش كن.

فروغ هدایت – سایت رسمی مجمع دعوت و ارشاد علماء
www.forooghhedayat.com

حامد پنام مروی

خوشحالم از اینکه پیام الهی و مقالات اسلامی را برای شما عزیزان میرسانم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *