نیاز بشریت به دین و شریعت

بازدیدها: 881

نیاز بشریت به دین و شریعت

آیا انسان به دین نیاز دارد؟

اگر نیاز دارد پس این نیاز تا چه پیمانه است؟ و در چه مواردی این نیازمندی احساس می شود؟ پس از آن این سوال مطرح می شود که راه رسیدن به این دین مورد نیاز چه است؟ آیا به عقل وتجزیه بشری ممکن است که به این دست یافت یا این که به منبع دیگری ما فوق عقل و تجزیه انسانی نیاز وجود دارد؟

تردیدی وجود ندارد که انسان از یک نگاه حیوانی است؛ چون او موجود زنده ای است که مانند دیگر حیوانات نیاز به خوردن نوشیدن واشباع غريزه جنسی دارد وساختمان وجود او مجهز به دستگاه های گردیده است که او را به رفع این نیازهای حیوانی یاری می دهد ولی پس از تفکر و تامل بیشتر و بررسی کامل وهمه جانبه به این نتیجه قطعی دست می یابیم که انسان با دیگر حیوانات آن قدر تفاوت های دارد که آن را به حيث موجود مستقل متمایز از آنها نشان می دهد از جمله:

1: نوزاد انسان نسبت به جوجه حیوانات دیرترنشوو نما می کند و به زمان زیاد تری نیاز دارد تا صلاحیت راه رفتن در او پیدا شود و پس از گذشت چندین سال توانایی کسب معاش واستقلال در امرار حیات را حاصل می نماید و این امر مقتضی آن است که نه تنها توجه مادر بلکه توجه پدر نیز به سوی نوزاد معطوف باشد و به همین سبب در فطرت والدین آن مهر، محبت عمیق نسبت به فرزند به ودیعت گذاشته شده است که موجب تعاون همکاری شان در زمینه رسیده گی به امور فرزند و سر پرستی آن تا سرحد ایثار، از خود گذشتگی و فداکاری میشود.

2: تمایل جنسی به هدف بقای نسل در حیوانات به طور محدود فصلی ومقطعی است، اما در انسان تمایل جنسی فراوان ، غير محدود و دایمی است و این برای آن است که در کنار بقای نسل انسان ، تشکیل خانواده ، زندگی اجتماعی و ایجاد تمدن نیز صورت گیرد.

3: انسان از قوه نطق وبیان برخودار بوده و میتواند که مافی الضمیر خود را با بیان فصیح ابراز دارد، اما حیوانات از چنین نعمتی محروم می باشند.

4: انسان از عقل ونیروی عظیم تفکر و قدرت تحلیل برخوردار است و از مشاهده جزئیات به کلیات پی می برد ، به علم ، دانش و حکمت فراوان دست می یابد و همین باعث شده است که بر مخلوقات زمینی تسلط حاصل کرده و آنها را برایش مسخرسازد.

5: در انسان غریزه پرستش وجود دارد و نیاز اتصال به معبود را احساس میکند ودر او روح تشنه‌ی است که به عبادت رب سیراب میگردد، از مطالعه گذرا در نظام کائنات پی می بریم که اکثر این پدیدهای هستی برای انسان آفریده شده و در خدمت او قرار داده شده است وحتى آن چیزهای که در فاصله دور از انسان و کره زمین واقع گردیده ، مانند آفتاب، مهتاب وستاره گان نقش حیاتی را ایفا میکند.

پس سوال در اینجا پیدا میشود که آیا کدام هدفی از آفرینش انسان در نظر نیست و اگر هست آن چه است؟

اگر چه انسان از نعمت عقل بر خوردار است و بطور اجمالی پی می برد که این نظام کائنات واین جهان پر از اسرار وحقایق شگفت انگیز ، آفریننده توانا ، دانا، حکیم وخبیری دارد و او انسان را برای هدف بسیار مهم و والا که عبارت از عبادت ، معرفت و محبت با پروردگار است ، آفریده است و در اعماق روحش و به آن احساس نیاز می نماید و انسان به این نقطه نیز متوجه میگردد که آفریده گار جهان عادل است و عدالت او مقتضی آن است که زندگی انسان به مرگ پایان نیابد بلکه عرصه دیگری هم برای زندگی باشد که بطور کامل به حساب بد و نیک رسیده شود اما اینکه انسان چطور معبودش را عبادت کند و چطور برنامه‌ی را در عرصه زندگی اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تنظیم سازد که پروردگارش آنرا برایش می پسندد و بطور درست سعادت او را تأمین میکند و اینکه زندگی پس از مرگ چطور زندگی است و چه آماده گی را برای آن بگیرد همه چیزهای اند که عقل و تجربه انسانی از ارائه جواب صحیح به آنها در مانده میباشد، بدین وجه پروردگار رؤف و مهربان برای بشریت لطف بیکرانی نمود که از جنس خودشان بندگانی را برگزیده که بر مبنای وحی الهی درین موارد انسانها را برای حق وسعادت رهنمایی کنند و ایشان انبیای کرام (عليهم الصلوات والتسلیمات) اند که در قله های رفیع کمالات انسانی قرار دارند و برای امت های شان بسیار دلسوز و مهربان اند، این سلسله زرین وطلائی از حضرت آدم علیه ‌السلام شروع و به حضرت خاتم علیه السلام به پایان رسید و به بعثت آنحضرت صلی ‌الله ‌عليه ‌وسلم ونزول قرآن کریم این دین الهی و آئین زندگی بشریت تکمیل گردید، چنانچه خداوند جل جلاله فرموده است: (الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لكم الاسلام دينا) «مائده ۳» ترجمه: امروز احکام دین شما را برای تان کامل کردم ونعمت خود را بر شما تمام نموده ام و اسلام را بحیث دین برای شما بر گزیدم.

این آئین برگزیده که اسلام نامیده شده آنقدر از کمال وشمولیت برخوردار است که تمام جوانب زندگی انسان را احتوا کرده و تمسک به آن متضمن سعادت، نجات و کامیابی دنیا و آخرت انسان است و در اینجا بطور اختصار به گوشه ای از ابعاد و برنامه های این دین اشاره میشود.

  • بعد عقیدتی: اسلام یک نظام عقیدتی را برای بشریت به ارمغان آورده که پیروانش را صاحب عقیده پاک وزلال توحیدی می گرداند که از تمام شرکیات اوهام وخرافات خالی می باشد و برای شان جهان بینی را می بخشد که در بلندای عزت شرافت واحساس عظمت قرار می گیرند و هیچ گاهی حاضر نمی شوند که کرنش و پرستش را نثار احدی بجز از خداوند بسازند و بدین طریق از کرامت ومقام انسانیت بکاهند وموجب سرافگندگی وپستی او شوند چنانچه علامه اقبال لاهوری این حقیقت را در شعرش چنین ابراز داشتند:

مسلمانی که داند رمز دین را               نشاید پیش غير الله جبین را

بعد عبادی اسلام پیروانش را به عبادانی دستور می دهد که از سه ویژگی مهم برخوردار است. ١- سهولت و آسانی. | ۲- خلوصی و پاکی از شائبه شرک. ۳- در پی داشتن اجر و پاداشی بزرگ.

بعد اخلاقی اسلام تمام آن ملکات فاضله ومکارم اخلاقی را که شایسته یک انسان است با خود آورده است. محبت وحشیت الهی، خوف و ترس از محاسبه روز آخرت اخلاص وللهيت وانابت تواضع ، زحمت ، شفقت، عفت، شجاعت، صداقت وسخاوت وغیره از نمونه های بارزی از این نظام اخلاقی است که پرچم داران دعوت به سوی حق که انبیا کرام به طور کامل به این فضائل اخلاقی آراسته بودند اگر هر انسانی به این صفات برجسته آراسته گردد یقینا عضوی بسیار مفید سازنده و فعال برای جامعه بشری واقع می شود که بجز از خیرمصلحت وسعادت آن چیزی دیگری را نمی خواهد و تمام فعالیت ها و تلاش هایش در همین استقامت می باشد و از جانب دیگر در متن بلایا، مصائب، مشکلات و بحرانهای زندگی از آرامش و اطمینان برخوردار بوده و از خود صبر و پایداری نشان می دهد. بعد اجتماعی دین اسلام رابطه انسانها را با همدیگر به طرز تنظیم کرده که اگر هر انسان وجائب ومکلفیت های را که در قبال دیگران در زندگی اجتماعی دارد مطابق به شریعت اسلامی برآورده سازد جامعه ایدآل مدینه فاضله آرمانی ساخته می شود که فضای محبت، وحدت همدردی، همکاری و تعاون، ایثار و از خود گذشتگی در آن حاکم می گردد.

بعد اقتصادی اسلام دارای نظام اقتصادی است که همه جوانب مثبت خوبی های نظام های اقتصادی تجزیه شده بشری در آن وجود داشته و از همه شرور ومفاسد و زشتی های آنها بری و پاک می باشد در نظام اقتصادی اسلام در عین احترام به مالکیت فردی و آزادی در معاملات تجاری وفعالیت های اقتصادی ممنوعیت ها و محدویت های نیز وضع گردیده است. فلهذا ربا، احتکار، قمار، خدعه و فریب ظلم و زیاده ستانی در معاملات حرام قرار داد شده است ثروتمندان به شفقت ترحم وهمکاری به مساکین فقرا، یتیمان بیوه زنان وطبقات آسیب دیده جامعه تشویق و ترغیب گردیده اند بدین منظور زکات ، عشر خراج ، جزیه صدقه فطر، کفارات لازم گردانیده شده وبه صدقات نافله ، خرج وانفاق مال تاکید زیاد صورت گرفته است. در حالی که نظام سرمایه داری غرب بنا بر اصل مالکیت فردی اقتصاد بازار آن قدر دست سرمایه داران را باز گذاشته و آزادی اقتصادی برای زنان داده که زنان مست گونه ، دیوانه وار به ازدیاد سر مایه های شان پرداخته و دروازه سود، قمار، احتکار وخدعه را به روی خود کشوده وصدها مفاسد اخلاقی وجرایم اجتماعی را به خاطر منافع تجاری خود شانع ساخته و گسترش دادند و در عین حال نسبت به مردمان تهیدست وطبقات مستضعف جامعه هیچ عطوفت و ترحم از خود نشان نداده و بسیار با ظلم وستمگری مواجه می شوند بدین نحو ثروت در دست افراد محدودی در جامعه گرد آمده و اکثریت آن را طبقه متوسط یا پایین تشکیل می دهد و در چنین جامعه حتا افراد فراوانی وجود دارند که از بی سر پناهی و گرسنگی رنج برده و در کنار جاده ها، زیر پل ها، پارکهای تفریحی ودیگر اماکن عمومی زندگی خود را به سرمی برند و از جانب دیگر نظام اشتراکی کمونیستی حق طبعی افراد را از مالکیت زمین ، کارخانه جات ومعاملات جاری کلان گرفته و خواستار تقسیم مساویانه ثروت گردیده که این هم به خاطر ناساز گاری به فطرت بشر ودر برداشتن ناهنجاری های فراوان مفتضحانه بشکست مواجه گردید.

بعد سیاسی اسلام دارای نظام سیاسی حکیمانه ای می باشد که در عصر رسالت ودوره خلافت راشده جهانیان نمونه های حقیقی آن را با چشمان سرمشاهده نمودند که از شاخص های بزرگ و مهم آن تامین امنیت ، رفاهیت عمومی، عدالت، شوری و آزادی است حکومت های که برای یک فرد عادی ومعمول جامعه صلاحیت می دادند که بر رفتار دولت های شان نظارت نمایند واگر زعیم یک دولت راه انحرافی را در پیش گیر او را به شمشیر راست سازد اما برخلاف نظام های استبدادی، دیکتانوری، استعماری و استکباری است که به خاطر اهداف پلید وناميمون شان به سرزمینهای دیگران تاخت و تاز می کنند و شهرها را به خاک یکسان می سازند وصدها وهزارها انسان را در خون می کشند و به جای افراد کشورها دولت ها را به بردگی می گیرند و یا حکومت های… مبنی برنظام دموکراسی غربی که براساس خواسته افراد حاضر اند که برای بدترین ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی مانند زنا، فحشا، همجنس بازی ، قمار، مشروب خواری وغیره قانون بسازند رشد مشروعیت تهیه کنند.

آخرین سخن: خلاصه سخن این که نیاز بشریت به دین وشریعت حقیقت مبرهن است سعادت خوشبختی کامیابی دنیا و آخرت انسان منوط و وابسته به آن است و اگر بشریت از دین حق الهی روبرتا بد و به قوانین وضعی بشری که از عقل و تجربه ناقص آمیخته با تمایلات وخواسته های شیطانی ونفسانی نشئت گرفته است قناعت ورزد خساره هلاکت و تباهی دارین نصیب او می شود. وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمين. والسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *