پارلمان ابلیس

بازدیدها: 12

پارلمان ابلیس

در آخر دیوان شعر علامه اقبال به نام (ارمغان حجاز) قصیده عجیبی وجود دارد، وی در این قصیده گزارشی از یک جلسه پارلمانی را به تصویر کشده است که شیاطین جهان و نمایندگان نظام ابلیسی، به بررسی و مطالعه رویکردها، مکتب ها و جنبش های سیاسی روز که نظام آنها را تهدید می کنند وسدی در برابر اهداف آنها قرار دارند، پرداخته اند. در این جلسه که به ریاست ابلیس (شیطان بزرگ) برگزار شده است، ابتدا هریک از نمایندگان رأی خو را ارائه داده و سپس رئيس مجلس پس از بررسی آرا، دستور ورأی نهایی خود را که برخاسته از تجربه طولانی و مطالعه وسیع می باشد، اظهار می دارد.  گزارشی فشرده از این جلسه تقدیم می گردد.

(شیاطین و معاونان و مشاوران ابلیس، در مجلس شورای خویش به ریاست شیطان بزرگ تشکیل دادند و پیرامون مسائل جهان وخطرهایی که آینده نظام شیطانی آنان را تهدید می کند، بحث و تبادل نظر کردند. یکی از شیاطین، نظام جمهوری کشورها را خطری بزرگ برای برنامه های شیطانی دانست. شیطان دوم گفت از نظام جمهوری هراسی نداشته باشید زیرا جمهوریت ماسک و پوشش جدیدی برای نظام سلطنتی است که صرفا تغییر پیدا کرده است، ما هستیم که نظام سلطنتی را لباس جمهوری پوشانده ایم مادیدیم مردم دارند آگاه می شوند و قدرت و عظمت خود را درک می کنند، ترسیدیم که مبادا برضد نظام ما شورش کنند و انقلابی به راه اندازند که برای ما عاقبت خوبی نداشته باشد، لذا آنان را به وسیله این اسباب بازی (جمهوری) سرگرم کردیم، زیرا سلطنت، منحصر به وجود سلطان و پادشاه نیست، بلکه اساس آن بهره کش از انسان هاست، حال چه با تشکیل مجلس و خانه ملت باشد و چه بابودن درباری همچون دربار خسرو پرویز، فرقی نمی کند، چرا که روح استبداد همچنان به قوت خود باقی است. مگر نمی بینید که نظام جمهوری غربی، ظاهری آراسته و دلربا دارد، ولی باطن آن از درون چنگیز نیز تاریک تر است؟! شیطان سوم گفت: اگر روح استبداد در نظام جمهوری باقی است پس جای نگرانی نیست ولی نظر آقای نائب رئيس درباره مصیبت بزرگ و فتنه هولناکی که (کارل مارکس) یهودی، این کلیم بی تجلی و مسیح بی صلیب برپا کرده چیست؟ زیرا او هرچند پیامبر نیست ولی برای پیروانش کتاب مقدسی دارد و جهان را به لرزه در آورده است او بردگان را به قیام برضد اربابانشان واداشته است و اینک پایه های آقایی وسروری ما متزلزل شده است: آن کلیم بی تجلی، آن مسیح بی صلیب نیست پیغمبر ولیکن در بغل دارد کتاب، شیطان چهارم خطاب به رئیس مجللی گفت: گرچه افسون گران اروپا، مریدان مخلص وفرمانبردار تو هستند ولی من به هوش وزیرکی آنها اعتماد ندارم، زیرا سامری (مارکس) یهودی که نسخه از مزدک ( رهبر و کمونیست ایرانی) است. نزدیک است که بنیان جهان را فرو ریزد. ترسوها دل شیر پیدا کرده اند و فقیران با پادشاهان به رقابت برخاسته اند. ما حرکت کمونیستی را ناچیز می شمردیم ولی اینک خطر آن به جایی رسیده است که آینده حکومت وسیادت شما سروران گرامی را تهدید می کند و امکان دارد نظام جهان را دگرگون کند. (ابلیس) رئیس مجلس، لب به سخن گشود و گفت: زمام دنیا همچنان به دست من است و هرگونه که بخواهم عمل می کنم. آنگاه که من ملت های اورپایی را تحریک کنم تا مانند سگ به جان هم بیفتند وهمچو گرگ یکدیگر را پاره پاره کنند، جهان شاهد دگرگونی شگفتی خواهدشد. آنگاه که درگوش رهبران سیاسی واسقف های کلیسا و پدران روحانی زمزمه کنم، زمام عقل از کف شان بیرون می رود ودیوانه می شوند. اما آن چه درباره کمونیسم گفتید بدانید که منطق مزدکی (فلسفه اشتراکی) نمی تواند شکاف ژرفی را که طبیعت بین انسانها پدید آورده است، پرکند. من ازاین کمونیست های رانده شده وبینوایان سفیه بیمی ندارم. اگر ترس و بیمی هست باید از ملتی بترسم که همواره شراره زندگی وبلند پروازی زیر خاکستر شان نهفته است و درمیان آنان مردانی وجود دارند که سحرگاهان از بسترهای نرم فاصله می گیرند و هنگام نیایش با پروردگارشان اشک برگونه هایشان جاری است. آگاهان بافراست می دانند خطری که آینده ما را تهدید می کند. اسلام و مسلمانان هستند نه کمونیسم و مسلمانان و جمهوریت.

من به خوبی می دانم که این امت عمل به قرآن را رها کرده است و همچون ملت های دیگر به ثروت اندوزی ومحبت مال گرفتار شده است. می دانم که شب تیره، آسمان مشرق زمین رافرا گرفته است و علمای اسلامی در حال حاضر توان آن را ندارند که تاریکی ها را بزدایند وجهان را بانور عرفان ودانش خود روشن کنند، اما می ترسم حوادث تکان دهنده روزگار آنان را بیدار کند و به سوی شریعت محمدی رهنمون سازد. من شما را از آیین محمد صلی الله علیه وسلم می ترسانم، آیینی که پاسدار حقوق، آبرو، ناموس و شرف انسان هاست. دین کرامت و شرافت، دین امانت و عفت، دین مروت و شهامت، دین جهاد و مبارزه دینی که هرنوع بردگی و بهره گیری غیر مجاز از انسان را محکوم کند و فرقی بین آقا و برده و شاه و گدا قایل نیست، و دستور می دهد که مال و دارایی باید از پلیدی پاک و صاف باشد. اسلام ثروتمند را امانت دار خدا می داند و می گوید: (زمین مخصوص خداست نه ملک پادشاهان).

کدام انقلاب خطرناک تر از انقلابی است که این دین درجهان اندیشه وعمل (باهمین یک جمله) بر پا ساخته است؟

پس هر چه بیشتر تلاش کنید که این دین از چشم مردم جهان پنهان بماند. جای شادمانی است که مسلمان معاصر از نظر ایمان و اعتماد به پروردگارش ضعیف است. به سود ماست که مسلمانان به علم كلام الهيات و تأویل کتاب خدا سرگرم شوند و از قیام برضد ستمگران غافل بمانند. برگوش های مسلمانان پرده افکنید تا چیزی نشنوند، زیرا مسلمان می تواند با اذان و تكبیر خود طلسم جهان را بشکند. بکوشید تا خواب غفلت مسلمانان طولانی شود. دوستانم شما باید مسلمانان را از کار و تلاش و سخت کوشی باز دارید تا درمیدان رقابت جهانی بازنده باشند. به سود ماست که مسلمانان ،محتاج و برده دیگران باشند و از میدان فعالیت و نوآوری کناره گیری کنند و صحنه را برای دیگران واگذارند. وای برما! اگر این امت که دینش او را مراقبت و نظارت جهانی دستور داده است، بیدار شود وبه وظیفه خود عمل کند. و من الله توفیق.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.