شمائل حضرت محمد مصطفي «ص» جمال دل آراي حضرت محمد مصطفي «ص»

بازدیدها: 5

شمائل حضرت محمد مصطفي «ص»

جمال دل آراي حضرت محمد مصطفي «ص»

حضرت براء ابن عازب «رض» مي گويد كه رسول خدا را در يك جوره جامه اي سرخ « كه خطهاي سرخ داشت» ديدم كه من هرگز هيچ كس را خوبروتر از او نديده ام . « بخاري ومسلم » ودر روايتي از مسلم آمده است كه من هرگز هيچ موي داري را در حله اي حمراء نيكوتر از آنحضرت «ص» نديده ام .

واز ابي الطفيل روايت است كه ميگويد : رسول الله «ص» را ديدم سفيد نمكين بوده ودر همه اي اعضا واوصاف خود معتدل ودر ميانه بود .« رواه مسلم»

حضرت جابر بن سمره «رض» ميگويد : رسول الله «ص» را در شب ماهتاب روشن ديدم ، پس يكبار بسوي آنحضرت «ص» مي نگريستم وبار ديگر بسوي ماهتاب نگاه ميكردم ورسول الله «ص» جامه هاي سرخ را « كه خطهاي سرخ داشت » بر تن داشت ، پس به نظر من رسول الله «ص» نيكوتر وروشن تر از مهتاب بود.«ترمذي ودارمي مشكوه كتاب الفضائل »

از حضرت ابوهريره «رض» روايت است وي ميگويد من هرگز چيزي نيكوتر خوبروتر از آنحضرت «ص» را نديده ام « ودر قول ابوهريره ما رأيت شيئا ونگفت انسانا يا رجلا مبالغه بيشتر است كه خوبي وحسن وي فائق بر همه اشياء بود » وگفت : گويا كه بر روي مبارك وي آفتاب مي رفت وهيچ كسي را نديده ام كه تيز تر از آنحضرت راه برود گويا كه برايش زمين پيچيده ميشد ، هر آئينه ما به تكلف تيز ميرفتيم وتعب مي كشيديم وآنحضرت «ص» به آساني وبي تكلف ميرفت . « رواه الترمذي مشكوه »

مردي از براء ابن عازب «رض» سوال نمود وگفت: روي مباركش « در روشني وسفيدي » همچو شمشير بود ؟ حضرت جابر «رض» گفت نه بلكه روي مبارك وي مانند آفتاب ومهتاب بود مستدير بود مهر نبوت را نزد شانه اي وي ديدم كه مانند بيضه اي كبوتر بود ورنگ آن مشابه به رنگ تن مبارك او بود. « رواه مسلم مشكوه باب صفه النبي «ص»

حضرت براء ابن عازب مثال زد جمال مبارك آنحضرت «ص» را به آفتاب ومهتاب يعني مستدير بود واگر چه شروق ولمعان در آفتاب بيشتر است اما در ماه ملاحتي است كه در آفتاب نيست وملاحت صفتي است كه در ديدن خوش آيد ودر دل جاي كند ومدرك آن ذوق است ووصف او به بيان راست نيايد چنانكه گفت است بيت: شاهد آن نيست كه موئي ومياني دارد  بنده اي طلعت آن باش كه آني دارد.

وباين فرق ميكنند در ميان صباحت كه صفت يوسف «ع» بود وملاحت كه نعت محمد است فرمود: انا املح واخي يوسف اصبح » وبايد دانست كه تدوير وجه مبارك آن حضرت نه بر آن وجه است كه گرد مثل دائره باشد چه آن از دائره حسن وجمال بيرون است بلكه مراد آنست كه در وي نوعي از تدوير بود . وآمده است كه نبود روي مبارك وي مكلثم ونه مطهم ومكلثم مدور الوجه را گويند كه سخت مدور باشد ودر شفا گفته كه مكلثم قصير الذقن واين مستلزم تدوير وجه است زيرا كه طول وجه بطول ذقن مي باشد ومطهم بر وزن مهظم آماسيده روي پر گوشت در قاموس معني تدوير واجتماع نيز در وي اخذ كرده واو بمعني سمين ونحيف هر دو آيد منتفي است وسهل الخدين نيز آمده وسهل زمين نرم همواره در بعضي روايات اسيل الخدين .

حضرت انس «رض» ميگويد كه رسول الله «ص» بسيار قد بلند نبود ونه كوتاه قد بود « بلكه ميانه قد بود » نه بسيار سفيد بود ونه بسيار گندم گون بود؛ نه موهايش بسيار مجعد بود ونه بسيار نرم وفروهشته ، خداوند تعالي او را در چهل سالگي به پيامبري مبعوث گردانيده ده سال در مكه اقامت كرد وسيزده سال در مدينه اقامت نمود وخداوند او را در شصت وسه سالگي متوفي گردانيد در حاليكه بر سر مبارك وريش مبارك وي بيست موي سفيد نبود ، ودر روايتي از انس آمده است كه آنحضرت «ص» ميانه قد قوم بود كه نه دراز قد ونه كوتاه قامت بود  ورنگ وي روشن ودرخشنده بود وگفت كه موهاي آنحضرت «ص» تا نيمه اي گوشهايش بود ، ودر روايتي آمده است كه موهايش ميان گوشها وشانه هايش بود. « بخاري ومسلم » ودر روايتي از بخاري آمده است : رسول الله «ص» سر ضخيم وپاهاي بزرگ داشتند كه هيچكس را نه قبل از وي ونه بعد از وي مانند وي ديده ام وكف هاي دستهايش فراخ وگشاده بود ، ودر روايت ديگري از بخاري آمده است كه پاها وكف هاي دستهاي مباركش پر گوشت بود.

واز براء ابن عازب روايت است كه گفت: رسول الله «ص» ميانه قد بود ، مسافت ميان دوشانه وي فراخ بود ، موهايش به نرمه اي گوشهايش ميرسيد او را در يك جوره جامه اي سرخ « كه خطهاي سرخ داشت» ديدم كه من هرگز هيچ كس را خوبروتر از او نديده ام . « بخاري ومسلم » ودر روايتي از مسلم آمده است كه من هرگز هيچ موي داري را در حله اي حمراء نيكوتر از آنحضرت «ص» نديده ام ، دوش هايش فراخ بود ، قد او نه بسيار دراز ونه بسيار كوتاه بود.

حضرت سماك بن حرب از جابر بن سمره «رض» روايت ميكند وي ميگويد كه رسول الله «ص» گشاده دهن بود ، سفيدي چشم هايش مخلوط به سرخي بود كه پاشنه هاي پاهايش كم گوشت بود ، به سماك بن حرب گفته شد كه ضليع الفم چيست؟ او گفت : معنايش عظيم الفم يعني بزرگ دهن است ، گفته شد : اشكل العين چه معني دارد؟ او گفت : معنايش درازي شق چشمهاست ، گفته شد كه منهوش العقبين چيست؟ او گفت : معناي آن كم گوشت بودن پاشنه ها مي باشد. « رواه مسلم »

واز ابي الطفيل روايت است كه ميگويد : رسول الله «ص» را ديدم سفيد نمكين بوده ودر همه اي اعضا واوصاف خود معتدل ودر ميانه بود .« رواه مسلم»

ثابت «رض» ميگويد كه از حضرت انس «رض» از  خضاب رسول الله «ص» پرسيده شد ، او گفت : بدرستيكه آنحضرت «ص» بحدي پير نشده بود كه خضاب كند ، اگر مي خواستم كه موهاي سفيدش را در ريش مبارك وي بشمارم هر آئينه آنرا شمرده مي توانستم ، ودر روايتي آمده است كه اگر ميخواستم كه موهاي سفيدش را در سر مبارك وي بشمارم هر آئينه آنرا مي شمردم « بخاري ومسلم » ودر روايتي از مسلم آمده است كه گفت : هر آئينه موهاي سفيد آنحضرت «ص» در زير لب زيرين او در ميان چشم ونرمه اي گوش او بودند ودر سر مبارك وي چند تار موي پراگنده سفيد شده بود .

حضرت انس «رض» ميگويد : رنگ رسول الله «ص» روشن وتابنده بود ، قطره هاي عرق او همچو مرواريد ها بود ، چون راه ميرفت پايش را بقوت مي برداشت ومن هر گز ديباج وحريري را نرم تر از كف دست رسول الله «ص» لمس نكرده ام ونه هر گز مشك وعنبري خوشبو تر از بوي آنحضرت «ص» را بوئيده ام . « بخاري ومسلم»

حضرت جابر بن سمره «رض» ميگويد با رسول الله «ص» نماز پيشين را خواندم وسپس بسوي اهل خانه اي خود از مسجد بر آمد ومن نيز با او از مسجد بر آمدم چند تن كودكان به روي آنحضرت «ص» آمدند وآنحضرت بر رخسارهاي هر يك از آنها دست مي كشيد ، بر رخسار من نيز دست كشيد ومن دست مبارك آنحضرت «ص» را سرد وخوشبو يافتم چنانكه گويا آنرا از ظرف عطار بيرون آورده است « مسلم»

حضرت علي بن ابي طالب «رض» ميگويد : كه رسول الله «ص» بسيار دراز قامت ونه بسيار كوتاه قامت بود ، سر مبارك وي ضخيم بود وريش وي پر موي بود كفهاي دست وقدم هاي او پر گوشت بود ، رنگ مبارك وي سفيد آميخته به سرخي بود ، بندهاي استخوان او ضخيم بود  ، مسربه اي دراز داشت « از بالاي سينه تا ناف خطي دراز وباريك از موي داشت» هر گاه راه ميرفت پاهايش را به قوت بر ميداشت ، وچنان ميرفت كه گويا از جاي بلند به نشيب فرود مي آيد كه من هرگز نه قبل از وي ونه بعد از وي مانند او ديده ام. « رواه الترمذي » وامام ترمذي گفته است كه اين حديث حسن صحيح است.

حضرت علي «رض» در توصيف آنحضرت «ص» ميگفت: آنحضرت «ص» نه بسيار دراز قامت ونه بسيار كوتاه قد بود ، بلكه در ميانه قد قوم بود موهايش نه بسيار مجعد ونه بسيار نرم فروهشته بود ، بلكه موهايش جعد رجل بود ، روي مبارك آنحضرت «ص» نه بسيار مدور پر گوشت بود ونه بسيار كوته روي سبك گوشت بلكه روي مبارك وي تقريبا مدور بود وسفيد مخلوط به سرخي بود ، چشم هايش سياه ومژگان چشم هايش دراز بود ، سرهاي استخوانهايش بزرگ ومحل يكجا شدن استخوان هاي شانه هايش نيز بزرگ بود ، بدن مباركش بي موي بوده واز بالاي سينه تا ناف وي موهاي بود به شكل خط دراز ، دستها وپاهايش پر گوشت بود ، چون راه ميرفت قدمهايش را چنان بالا ميكرد كه گويا از بالا به نشيب ميرود وچون التفات مي كرد بطور كامل متوجه ميشد « يعني نظر دزديده نگاه نمي كرد » در ميان دو شانه اي وي مهر نبوت بود ، و او ختم كننده اي انبياء بود از نگاه سينه سخي ترين مردم بود واز نگاه لهجه وگفتن راستگو ترين مردم بود از نگاه مزاج نرم ترين مردم  بود ، واز نگاه قوم وقبيله بزرگترين مردم بود ، كسيكه او را ناگهان مي ديد هيبت زده ميشد وكسيكه با او اختلاط ومحبت ميكرد او را دوست ميداشت وصف كننده اي آنحضرت «ص» ميگويد: من هرگز نه قبل از او ونه بعد از او مانند او را ديده ام . « رواه الترمذي  مشكوه كتاب الفضائل والشمائل»

حضرت جابر «رض» ميگويد: هرگاه رسول الله «ص» بر راهي مي رفت هر كه در پي او به آن راه ميرفت از خوشبوئي عرق وي ميدانست كه آنحضرت «ص» برين راه رفته است . راوي گفت يا اينكه از بوي عرق وي مي شناخت . « رواه مسلم»

از ابوعبيده بن محمد بن ياسر «رض» روايت است وي ميگويد به ربيع بنت معوذ بن عفراء گفتم براي ما آنحضرت «ص» را توصيف كن « كه چگونه بود » او گفت اي پسرك من ! اگر او را ميديدي چون آفتاب درخشان بود . رواه دارمي »

حضرت جابر بن سمره «رض» ميگويد  در ساقهاي آنحضرت نرمي وباريكي بود ونمي خنديد بلكه تبسم ميكرد هنگاميكه من بسويش نگاه ميكردم فكر ميكردم كه او به چشمهايش سرمه كشيده است در حاليكه او سرمه نكشيده بود بلكه چشمهاي مباركش بطور طبيعي سرمه گون بود .« ترمذي مشكات»

حضرت ابن عباس «رض» ميگويد : كه ميان دندانهاي ثناياي آنحضرت «ص» «ميان دو دندان پيشني» فرجه ودوري بود ، هنگاميكه سخن ميگفت چنان محسوس مي شد كه گويا نور از ميان دو دندان پيش وي مي برايد  . « دارمي »

حضرت كعب بن مالك «رض» ميگويد : هنگاميكه رسول الله «ص» شادمان مي شد روي مبارك وي روشن ميشد تا آنكه گويا روي مبارك وي پارچه اي از ماه بود وما او را مي شناختيم يعني خوشي وشادماني او را از روشنائي وتازگي روي وي مي شناختيم . « رواه بخاري ومسلم مشكوه»

حضرت جابر بن سمره «رض» ميگويد : موهاي حصه اي پيش سر وريش آنحضرت «ص» دو موي « سفيد آميخته با سياه » بود وهنگاميكه موهايش را با تيل يا روغن چرب ميكرد موهاي سفيدش معلوم نمي شد وچون موهاي مباركش ژوليده مي شد معلوم نمي شد وريش مبارك وي پر موي بود ، مردي گفت روي مباركش « در روشني وسفيدي » همچو شمشير بود ؟ حضرت جابر «رض» گفت نه بلكه روي مبارك وي مانند آفتاب ومهتاب بود مستدير بود مهر نبوت را نزد شانه اي وي ديدم كه مانند بيضه اي كبوتر بود ورنگ آن مشابه به رنگ تن مبارك او بود. « رواه مسلم مشكوه باب صفه النبي «ص» »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.