اداره دولتی باید جایگاه دانش وتجربه باشد:ـ

بازدیدها: 6

اداره دولتی باید جایگاه دانش وتجربه باشد:ـ

اداره ( دولتی ) موفق وسالم به آن اداره ای گفته میشود که شخص اداری با کفایت وبا دانش وتجربه بر آن مدیریت نماید ، زیرا در پرتو دانش وتجربه است که مسئول اداره ( دولتی ) می تواند آگاهانه نظارت کند وبا تشخیص خیر وشر وخوب وبد کارها را مدیرانه ارزیابی نماید. وهرگاه مسئول اداره فاقد دانش وتجربه باشد بزودی در امور اجرایی بدون سنجش وارد عمل شده ودر نتیجه با اشتباهات مکرر متهم به ناتوانی گردیده ودر برنامه های خود به شکست زودرس روبرو می گردد ، واز این جاست که دین اسلام برای کسی که مسئولیت کوچک وبزرگی را به عهده می گیرد فراگیری دانش ومهارت های لازمه را واجب وضروری می داند در این آیه خداوند تعالی از زبان یوسف (علیه السلام) حکایت می کند ومی فرماید: (قال اجعلنی علی خزائن الارض الی حفیظ علیم ) (سوره یوسف) یعنی حضرت یوسف علیه السلام برای ملک مصر گفت: مرا بر سر پرستی خزانه های  این سرزمین بگمار ، به تحقیق که من محافظت کننده دانایم .

 ودر آیه دیگر وقتی پیامبر بنی اسرائیل ایشان را خبر داد که خداوند طالوت را بصفت پادشاه برایتان منصوب نموده است ، آن ها گفتند که او ثروت ودارایی ندارد ودر خور چنین مقامی نیست، پیامبر در جواب ایشان گفت : ( قال ان الله اصطفه علیکم وزاده بسطة فی العلم والجسم والله یوتی ملکه من یشاء  والله واسع علیم) ( بقره ) یعنی همانا خداوند برگزید او را بر شما وافزونی بخشید او را در دانش وتوانایی جسم وخدا می بخشد ملک خود را هر که را که خواهد هر آینه خداوند فراخ فضل وبسیار دانا است.

 در این آیت به برتری جایگاه علم ودانش اشارت رفته است.

وحکمت این که مسئول اداره ( دولتی ) باید شخص با دانش باشد به این خاطر است که تا بتواند با بصیرت ودانش هر کار را در جایگاهش قرار دهد واز طرف دیگر انسان عالم وبا کفایت بیشتر مورد اعتماد مردم قرار می گیرد ومردم به آن بیشتر اظهار محبت ونزدیکی می نمایند ، واو را نگهبان جان ومال خود می پندارند . واین جا است که ارزش علم وتجربه آشکار می شود . واحتیاج مسئول به فراگیری علم این دو امر را نیز شامل می شود .

اول : نیاز مندی وی به دانستن احکام حلال وحرام تجاوز نکردن از مرز معین این احکام .

دوم : جلب اعتماد مردم را به سوی خویش هرگاه مسئول اداره دولتی به لباس علم ودانش آراسته باشد این خود بزرگترین وسیله جلب مردم به سوی اوست زیرا آنچه در ضمیر بشر پذیرفته شده همانا دانش دوستی واحترام به مقام علم ودانش است .

واگر خلافی در این اصل باشد مردم عادتا از پیرامون مسئول دور می شوند وهرگاه انسان نا آگاهی مسئولیتی پذیرفت ویا به آن پست منصوب باشد در این حالت ناگزیر است که دوستان وهمکاران با دانش وتجربه را با خود یکجا سازد وکمبود دانش وآگاهی لازمه که در وجود شخص خودش قرار دارد در رابطه به همکاران به سه حالت روبرو خواهد بود.

اول: امکان دارد که به این همکاران اختیار بدهد که کارها را شخصا به عهده گیرند وخودش تنها به مقام ریاست ومدیریت اکتفا کند.

دوم: امکان دارد که خود را رئیس ونافذ الامر بر جمعی از دانشمندان واهل تجربه بداند وآنها را بر فروگذاری کاری که انجامش واجب است ویا اجرای کار که انجام دادنش مصلحت نباشد وادار سازد که این حالت از حالت اولی هم بدتر است.

سوم: امکان دارد که مثل خود افراد بی تجربه وبی دانش را دور وبر خود گرد آوری نموده وافراد بادانش وتجربه را از اطراف خود دور سازد ، از ترس این که مبادا به علت نادانی او را مورد تحقیر ویا انتقاد قرار دهند . واین حالتی است که آشوب وبی نظمی را در اداره ایجاد کرده وکارها را از روند معقول خارج می سازد.

واین حالت از دو حالت قبل به مراتب بدتر است. وهرگز یک مسئول اداری در کارش موفق نخواهد بود ، مگر با فراگیری دانش ومهارت های لازمه ومشوره با افراد با تجربه ومتخصص واحترام گذاشتن به آن ها وانتخاب فرد مناسب در جایگاه مناسب .

دین اسلام در توجیهات عالیه اش همواره بر اهمیت دانش وتخصص در کاری که شخص مسئولیت آن را به عهده می گیرد تاکید می ورزد.

قرآن کریم بر اهمیت دانش در داستان یوسف علیه السلام اشاره دارد : وقتی ازیوسف علیه السلام خواسته می شود که خواب ملک را تعبیر نماید نظر به دانشی که خداوند برایش عنایت فرموده چنین می گوید : (قال تزرعون سبع سنین دأبا فسا حصدتم فذروه فی سنبله الا قلیلا مما تأکلون ) یعنی یوسف علیه السلام گفت: کشت وبذر کنید هفت سال پی در پی وآنچه درو کردید همچنان بگذارید آن را در خوشه آن مگر اندکی از آنچه می خورید.

ودر جای دیگر قرآن کریم خداوند تعالی دو پیامبر خویش داود وسلیمان علیهما السلام را به موهبت دانش می ستاید ( وکلا اتیناه حکما وعلما) یعنی وهمانا به هر دوی آنها حکمت ودانش عطا کردیم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.