ارتداد چیست و مرتد کیست؟

بازدیدها: 33

ارتداد چیست و مرتد کیست؟

الحمدلله الذی خلق الانسان وعلمه البیان والصلاة والسلام علی من ارسل الی الانس والجان وعلی آله واصحابه شموس الهدایة والعرفان وعلی من تبعهم الی یوم الحساب والمیزان. وبعد:

بخاطری که امروزه بین جامعه اسلامی ما موضوع مرتد پیچیده شده وبعضی ها نمی فهمند که مرتد کیست کسی که خود کشی کند می گویند مرتد است ویا اینکه نماز نخواند می گویند مرتد است وغیره .. خواستیم موضوع مرتد را خدمت عزیزان روشن نمائیم .

مرتد کیست؟

 مرتد کسی است نعوذ باالله منه که در صورت عاقل و بالغ بودن بدون جبر و اکراه کلمۀ کفر را به زبان آورده و معنی آن را فهمیده یعنی مسلمان مکلف به فعل یا بقول بعناد یا استهزاء به اعتقاد و یا صریح تعرض به دین و شکستن حرمت آن بوسیلۀ ارتداد از طریق انکار آنچه جزء ضروریات و مبانی دین بشمار می روند یا ارتکاب عملی که بیانگر استهزاء و تکذیب دین باشد، انجام دهد مرتد گفته می شود اما ردّت یا ارتداد در لغت به معنی منع و امتناع است از أداء حق (( یقال فلان مرتد ای ممتنع من اداء الحق الذی علیه))

ترجمه: گفته می شود فلانی مرتد است یعنی باز دارنده است خود را از أداء حق که بر ذمه وی است. «یعنی عملیه و انجام کلمات کفر آمیز را بصورت عزم و قصد قولاً یا عملاً یا اعتقاداً ارتداد نامیده می شود.

 اقسام و انواع مرتد:

1- رِدتّ ، به دو نوع است یکی قولی دوم اعتقادی چنانچه در فتوای امام شمس الأئمه حلوانی آورده که کفر قولی به سه نوع است یکی آنکه کلمه کفر را به قصد بر زبان براند و بداند که کفر است در این مورد باتفاق کافر می شود و به نظر امام اعظم رحمة الله علیه عمل صالح که در طول عمر کرده باشد همگی حبطه و از بین می رود و اگر متأهل بوده (زن داشته باشد) بر وی حرام می شود.

 دلیل و تمسک امام ابو حنیفه رحمة الله علیه بدین آیت است قال الله تعالی (وَمَن يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ) مائده – 5

ترجمه: و هر کسی کافر گردد بعد از  ایمان همه عملش حبطه گردیده است.

تشریح : چون از کفر برگردد و مسلمان شود و کلمه توحید به زبان آرد مسلمان مفلس باشد که او را اعمال صالحه نمانده. و اما نظر امام شافعی رحمة الله ازین قرار است: ایشان می فرمایند که عمل تابع ایمان است چون ایمان باز آید اعمال صالحه نیز باز گردد مگر این که بر کُفر بمیرد آنگاه عمل وی حبطه شود ، امام شافعی تمسک نموده اند به این آیت: (وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۖ)

ترجمه: و هر یک از شمایان از دین خویش برگردد پس بمیرد در حالیکه ایشان کافر باشند اعمال آنها در دنیا و آخرت حبطه و برباد است.

 امام شافعی رحمة الله علیه بر کفر مردن را شرط می داند برای حبطه شدن عمل. بناءً اگر مسلمانی کلمه کفر را بر زبان جاری کرد قصداً و بعداً رجوع کرد از آن تجدید نکاح باید کرد توضیح: اگر کفر از جانب مرد باشد زن را بر تجدید نکاح جبراً وادار نتوان کرد و اگر کفر و ارتداد از جانب زن باشد بعد از بر گشت او را بر تجدید نکاح می توان مکلف نمود. بنا به قول امام اعظم رحمة الله علیه در ارتداد طلاق واقع نشود اما حرام گردد بر وی و تجدید نکاح واجب گردد. در هدایه و عامّه کتب فقهی که اگر مرد و زن هر دو به یک بار کلمۀ کفر را بر زبان راندند بقصد ومرتد گردند و بعدآً باهم از ارتداد رجوع کنند و بازگشتند و توبه نمودند بر نکاح قبلی ابقاء گردند و تجدید نکاح واجب نباشد. اما نوع دوم از کفر قولی آنست که کلمه کفر را بر زبان آرد بقصد و اراده اما معنی کلمه کفر نداند که کفر است اینجا نیز کافر شود زیرا جهل و نادانی در اسلام عذر نیست ولیکن عمل وی حبطه نشود یعنی بقول امام شافعی چون ایمان باز آید عمل نیز باز آید و قول علماء حنفی ما همین است.

در این صورت تجدید نکاح برسبیل احتیاط لازم است. اما نوع سوم آنست که قصد وی آن بود که سخن دیگر گوید ولی ناگاه بی اختیار سخن دیگر بر زبان وی جاری شد که آن کفر است مثلاً می خواهد که بگوید که الهی تو خدای من هستی و من بنده تو عکس این را بر زبان آورد بدون قصد این را خطای لفظی گویند صحیح آنست که باین کلمه کافر نشود و عمل وی حبطه نگردد و همسر وی بر وی حرام نشود.

اما ردّت اعتقادی در شرح حاوی فقه آورده که ردت اعتقادی سه نوع است.

اول: انکار هر فرض که به اجماع قطعی صورت گرفته باشد.

دوم: انکار حرمت دروغ و غیبت را نماید.

 سوم: انکار اباحت اتفاقی را اعتقاد داشته باشد.

 اما ردت فعلی مانند این فعل صریح چون سجده کردن غیر خداوند جل جلا له و یا ﺇلقاء و انداختن مصحف قرآن کریم در قاذورات و نجاسات.

 حکم مرتد: آنست که اول اسلام را بر وی عرضه نمایند و اگر او را شبهه باشد کشف شبهه وی کنند و سه روز او را حبس و بندی نمایند اگر اسلام را قبول نمود و توبه کرد فبها و نعمت و اگر اسلام نیاورد آنگاه او را بقتل رسانند زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: (مَنْ بَدَّلَ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ)

 ترجمه: هرکس که دین خود را تبدیل نماید پس آن را به قتل برسانید.

در هدایه و عامه کتب فقه آورده که اگر کسی مرتد را به قتل رسانند قبل از عرض اسلام مکروه بوده اما بر قاتل چیز نباشد زیرا خون مرتد شرعاً مباح است و کراهت از جهت آنست که شاید اسلام را قبول کند در کتاب نوافع آمده : اگر شخص بردّت بمیرد بر وی نماز نخوانند و در قبرستان مسلمین آن را دفن ننمایند. در کتب فقه همچون هدایه و نهایه و کافی و غیره آورده اند که اگر مرتد توبه واقعی نماید و از کرده خود پشیمان شود توبه وی قبول شود .

و دیگر از احکام مرتد آنست که در کتب فقه مانند هدایه و عامه کتب فقهی  می گوید که اموال شخص مرتد از وی زایل می شود به زوال موقوفی اگر اسلام آرد حکم به آن شود که مالک باشد با اموال خود و اگر کشته شود یا بمیرد بر ردت مالی که در حال اسلام کسب کرده بود منتقل شود. بورثۀ وی از مسلمانان و آنچه در حال ردت کسب کرده بقول امام اعظم رحمة الله علیه فئی باشد و بقول صاحبین هر دو مال حق ورثۀ وی می باشد زیرا که ورثه وی اولا تر اند بمال وی. امام صاحب تمسک نموده به این حدیث (( ولا یتوارث اهل ملتین شتی.))

 ترجمه: اهل دو ملت از هم دیگر میراث نمی برند.

حکم دیگر مرتد آن است که تصرف وی جائز باشد و حکم دیگر آنکه مرتد بعد از رجوع از ارتداد باید حج فرض از نظر مذهب حنفی قضا بیاورد و عود کند. در پایان حکایات حارث محاسبی یکی از جمله بزرگان است او را پدری بود که قرآن را مخلوق گفتی و دنیا دار بود چون وفات یافت نعمت بسیار گذاشت سه روز بر حارث بگذشت که طعام نیافت او را گفتند از پدر تو نعمت بسیار مانده چرا در وجه خود تصرف نمی کنی گفت زیرا که او قرآن را مخلوق گفتی و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است اهل الدینین لا یتوارث. مؤمن از کافر میراث نگیرد گرسنه باشم دوست  ندارم که میراث کافر برم.

اعاذناالله تبارک وتعالی من الارتداد آمین .

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.